صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | RSS

  انتخاب بهترین محبوب:

 

اگر محبوب انسان قدرت باشد ، سر انجام صاحب قدرتی او را از انسان خواهد گرفت  .

 

اگر محبوب انسان شهرت باشد ، روزی نام آوری آن را از وی می گیرد.

 

اگر محبوب انسان ثروت باشد ،  تجربه نشان داده است که هر روزی در دسترس و اختیار کسی است ، و به شدت فناپدیر است.

 

اگر محبوب انسان جمال و زیبایی باشد ، این محبوب هم در گرو بیماری و اسیر تبی است که جمال او را به نابودی تهدید می کند.

 

اگر محبوب مردها زنان و محبوب زنان مردها باشند ، تجربه ی خلاف ناپذیر نشان داده است که هیچکدام از آنها در محبت ثابت قدم و وفادار نیستند ، و به فرض که وفادار باشند از آنجا که محکوم به فنایند شایستگی دلبستگی را ندارند.

 

و اگر محبوب انسان دنیا باشد ، این عجوزه عروس هزار دامادیست که به هیچ شوهری وفانکرده وهمگان را سر به نیست و تن به خاک کرده است .

 

 

و چنین است حال هر محبوبی دیگر که هرگز وفادار و پایدار نیست . بنابر این از میان همه ی محبوبها ، معشوقها ، مقصودها و مطلوبها تنها خدا ، خدا است که می ماند و شایسته ی محبت و بایسته ی عشق و به حق سزاوار دوست داشتن و پرستیدن است .

 

 

نشانه ی روشن و آشکار دوستی  ومحبت و عشق ، پر شدن انسان از عاشق است از معشوق و محبوب خود ،چندانکه چشم و دل و اندیشه ی عاشق ، سر شار از یاد و جمال و خاطره ی معشوق و محبوب است . و در نتیجه لحظه لحظه ی زندگانی عاشق ، آمیخته ی با یاد و فکر و ذکر محبوب اوست ، و در حقیقت به هرچه و هر جا نظر می کند.، جمال دلربای محبوب را در نهایتکمال و زیبایی به چشم می بیند .

 

 

چنانکه شاعر شیدا و همیشه عاشق همدان ، باباطاهر عریان سرود :

 

 

 

به دریـا بنـگرم ، دریـا تـه بـیـنـم

 

به صحرا بنگرم ، صحرا ته بینم

 

به هرجا بنگرم کـوه و درودشـت

 

نشان از قـامت رعـنای ته بـیـنـم

 

 

 

ایمان آوردندگان به خدای یگانه ، دلدادگان عاشق و شوریدگان صادقی هستند که شیفته ی جمال معشوق ازل و محبوب ابدند ، و به همین دلیل با جهان و آنچه در آنست همیشه ی عمر بیگانه .

 

وصف حال این دلدادگان موحد ، در شعر نغز و دلنشین حافظ قرآن و پاسدار ایمان چنین آمده است :

 

 

در ازل پرتو حسنـت ز تــــجـلی دم زد

 

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

 

 

مومنان موحدی که دل به عشق خدا سپرده و چشم امید به عنایت و نظر حیات بخش معبود عالمیان دوخته اند ، در دورانزندگانی پرماجرا و پرغوغای خویش از دوست بجز دوست نخواهند  و در سودای عشق جز رضای معشوق ازل و ابد درخواست نکنند . که خواجه عبد الله انصاریدر وصف حال ایشا ن سرود :

 

 

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند ؟

 

فرزند و عیـال و خانـمان را چـه کـــــنـــد؟

 

دیــوانـه کـنی ، هردو جهـــا نــش بــخــشی

 

دیــوانـه ی تو هر دو جـهان را چـه کـنـد ؟

 

نویسنده : یا زهرا مدد | ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱۳
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت